حمد الله مستوفي قزويني
784
تاريخ گزيده
گورى است از آن يكى از صحابه و در آن مقبره مشهدى است از آن پسر على بن موسى الرضا . [ وفات آن پسر در دو سالگى بوده و گويند حسين نام داشته و در آن مقبره گور ابن ماجهء محدث قزوينى و خير النساج و شيخ ابراهيم ستنبه هروى [ 1 ] و ] شيخ احمد غزالى رحمة الله عليه و شيخ رضى الدين طالقانى [ 2 ] و خواجه ابو بكر شادانى عليه الرحمة و الرضوان و شيخ نور الدين گيلى و خواجه جمال الدين عين الزمان [ 3 ] و خواجه امام الدين رافعى رفع الله درجته و مولانا نجم الدين عبد الغفار [ 4 ] صاحب الحاوى رضوان الله عليهم اجمعين و بسيارى از كبار ائمه و علماست [ 5 ] . و بمشهد نارسيده ، بر طرف يمين ، تربت امام جمال الدين بابويه رافعى و بر طرف يسار تربت خواجه داود مغربى است . گويند هر كه بصدق در ميان اين دو گور حاجت خواهد روا شود و در موضع در مشبك [ 6 ] بسيارى مزارات علما و اخيار شهداست . و در اول مقبره گور جوانى قزوينى است كه شيخ علك رحمة الله عليه از احوال او حكايت كرد كه يك بار به حج مىرفت ، آن جوان با او همراه شد . علك از همراهى او اعراض نمود و گفت تو طاقت صحبت من نيارى . گفت اگر خدا توفيق بخشد طاقت آورم . و شيخ علك را عادت آن بود كه از قزوين تا بغداد افطار نكردى و از بغداد تا مكه و در مراجعت نيز همچنين . چون روان شدند و آن [ 7 ] جوان نيز افطار نمىكرد ، علك متعجب شد . با او گفت چرا افطار نمىكنى ؟ جوان گفت هر كرا چيزى از مشغول بودن به خدا باز دارد ، او در راه خدا بر چيزى نيست و هر كه مشغول است به خدا با هيچ چيز نپردازد و از همه منقطع باشد . اى علك مرا از مشغول بودن به خدا باز مدار و جولاهى قزوينى در بغداد بود كه شيخ علك را طعام دادى . استقبال شيخ [ 8 ] كرد . جوان چون او را بديد گفت اى علك معبود و رازق [ 9 ] تو آمد . شيخ علك متعجب شد . چون علك افطار كرد
--> [ 1 ] - بجاى قسمت بين دو قلاب در نسخهء ب آمده است : و قبر [ 2 ] - اسم اين شخص فقط در نسخهء م است [ 3 ] - اسم او در نسخه ب نيست . [ 4 ] - ب : عبد الله [ 5 ] - ازينجا تا آخر فصل در نسخهء ب نيامده [ 6 ] - نسخ : در مشك - تصحيح از رافعى ( بنقل از مينودر ص 116 ) : نيز در باب المشبك . . . [ 7 ] - ر : روان شدند آن جوان [ 8 ] - ر : حجاج [ 9 ] - ف ، ر : رزاق .